رضا قليخان هدايت

1145

مجمع الفصحاء ( فارسي )

در مدح سيد اجل اكرم اعظم رئيس خراسان ابو القاسم على بن حسين جعفر بن قدامه موسوى سرو سيمينى و بار سرو سيمين آفتاب * جفت لاله ماه دارى جفت نسرين آفتاب آفتاب و ماه جفت لاله و نسرين كه ديد * يا كسى ديده است بار سرو سيمين آفتاب هيچ‌كس را نيست جز زلفين دلبند تو را * چون بخواهد خفت بستر ماه و بالين آفتاب خسرو خوبانى و شيرين اگر بودى چو تو * خاك بوسيدى به منت پيش شيرين آفتاب زين زين و زينت مجلس تويى در رزم و بزم * ماهى اندر مجلس شاهى و بر زين آفتاب آفتاب از رخ پديد آرى و پروين از دهان * كى بود جايى كه پيدا گشت پروين آفتاب گر به چين نقاش چين را لعبتى بودى چو تو * جاودان باروى پرچين بودى از چين آفتاب سيد السادات مجد الدّين ابو القاسم على * كز علو چرخ است وز دل ماه وز دين آفتاب حرمت آن را كه باشد همتش بر آسمان * آسمان را از كواكب ساخت آذين آفتاب از كسوف آفت نبيند وز غروب ايمن شود * گر ز رايش يابد اندر سير تلقين آفتاب گر مصور صورت و راى ترا صورت كند * باشد از قدر و ضيا آن آسمان اين آفتاب چرخ رابع زان همىگويد مر اين صدر ترا * كاندرو بيند همى چشم جهان‌بين آفتاب